خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

اتفاقات اخیر باعث شد که مردم بالاخره متوجه بشن که همه ی روحانیون مثل هم نیستن و مثل هم فکر نمی کنن. نمونه ش آیت الله منتظری ، آیت الله صانعی ، آیت الله سجادی ، آیت الله استادی و … که حمایتشون رو از مردم اعلام کردن و نشون دادن آدمهای منصفی هستن. هر چند که مردم انتظار داشتن روحانیون بیشتری به وضع موجود اعتراض کنن.

آیت الله صانعی از مراجع عالیقدر شیعه چند روز پیش یک سخنرانی در جمع نخبگان گرگان داشت که حرفهای خیلی جالبی زده. در بخشی از صحبتهاش گفته “توجه کردن به رسانه های درغگو  خلاف قرآن و گناه است.” آیت الله صانعی از مردم خواسته به هم اگهی بدن و حکومت فعلی رو ظالم نامیده. صحبتهاش واقعاً جالب و تاثیرگذار هست. توصیه میکنم دانلود کنید:

http://rapidshare.com/files/268249808/Saanei_in_gorgan-Part1.mp3

http://rapidshare.com/files/268249809/Saanei_in_gorgan-Part2.mp3

http://rapidshare.com/files/268249810/Saanei_in_gorgan-Part3.mp3

http://rapidshare.com/files/268249811/Saanei_in_gorgan-Part4.mp3

http://rapidshare.com/files/268249812/Saanei_in_gorgan-Part5.mp3

” رييس مجلس شوراي اسلامي با اشاره به نامه مهدي کروبي که خطاب به رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره شرايط بازداشت شدگان در آشوب هاي اخير نوشته است، گفت: آزار جنسي بازداشت شدگان کذب است.
به گزارش خبرنگار پارلماني ايرنا، امروز (چهارشنبه) علي لاريجاني در نطق پيش از دستور در صحن علني مجلس افزود: محتواي اين نامه تکان دهنده بود و فورا در رسانه هاي خارجي نيز مورد توجه بود. به دليل حساسيت موضوع مطرح شده، از کميته حقيقت ياب مجلس خواستم که درباره اين موضوع تحقيق کند. “
خوب وقتی آقای لاریجانی اینو گفتن ، دیگه چه نیازی به کمیته ی حقیقت یاب داریم؟ کمیته ی حقیقت یاب رو معمولاً زمانی تشکیل میدن که مساله ای اتفاق افتاده باشه یا لااقل خبرش منتشر شده باشه و گروهی رو برای مشخص شدن صحت یا عدم صحت اون تعیین میکنن.درواقع چنین کمیته ای زمانی نیاز هست که نشه با قاطعیت و اطمینان در مورد اون مساله اظهارنظر کرد و هنوز اطلاعات کافی در دست نیست.
وقتی ایشون اول میگه کذب محض است بعد میگه از کمیته ی حقیقت یاب خواستیم که پیگیری کنه  ببینیم این اتفاق افتاده یا نه ، این نقض حرف اولش نیست؟

علی لاریجانی

اینطور  با قاطعیت حرف زدن آقای لاریجانی قبل از اعلام نظر کمیته ی حقیقت یاب ، دقیقاً مثل همون نماز جمعه رهبر هست که قبل از برسی شورای نگهبان گفت هیچ تقلبی نشده و پرونده انتخابات بسته شده و تبریک مربوطه رو هم ارسال کرد. این کمیته ی حقیقت یاب هم یه چیزی در حد همون شورای نگهبان هست.

دل کسی رو نشکنید!

سر کلاس بودم که نمی دونم چی شد استاد  بحث عشق و روابط بین دختر و پسر رو مطرح کرد. جالبه موضوع درس ما برنامه نویسی بود و کوچیکترین ارتباطی با عشق و عاشقی نداره! استادمون که خودش یک خانم جوان مجرد هست ، شروع کرد به توصیه کردن به دانشجوهای دختر که امروزه دخترا خیلی زود فریب میخورن و در برابر پسرا تسلیم میشن. خلاصه داشت طوری تلقین میکرد که راحت حرف کسی رو باور نکنید و عشقی وجود نداره و از این حرفها…

داشتم با خودم فکر میکردم که ما اصولاً در یک جامعه بدبین زندگی میکنیم.البته من منکر اینکه فریبکاری و دروغ وجود داره نیستم. اما گناه کسی که واقعاً عاشق میشه چیه؟ چطور میتونه ثابت کنه که دوست داشتنش واقعیه و واقعاً احساس داره؟ چقدر باید بخاطر بدبینی و فرهنگ حاکم بر جامعه ضربه ی روحی و احساسی متحمل بشه؟

به نظرم بهتره قبل از اینکه دل کسی رو بشکنیم کمی فکر کنیم و درصدی رو احتمال بدیم که اون شخص ممکنه راست بگه و به قول معروف ریگی به کفشش نیست.

حرفهای کهنه!

سلام

اومدم چیزهایی رو در اینجا بنویسم. راستش خودمم نمی دونم انگیزه م از این کار چیه. اصولاً نوشتن من چه فایده ای داره. شاید یک جور تسکین باشه واسه دل خودم . نمی دونم!

نمی دونم در مورد چی باید بنویسم و چی باید بگم. نمی دونم مخاطب من چه کسی خواهد بود. اگر اصولاً مخاطبی در کار باشه! حتی هنوز مطمئن نیستم که باید به همین صورت عامیانه بنویسم یا رسمی و کتابی.

در زندگی من اتفاقات تلخ و شیرین زیادی افتاده. بعضی از این اتفاقات طبیعی بوده و ممکنه واسه هر کسی پیش بیاد. و بعضی غیر طبیعی! من از این اتفاقات غیر طبیعی زیاد خواهم نوشت.

غیر از زندگی شخصی خودم ، در مورد محیطی که زندگی میکنم هم چیزهایی برای نوشتن دارم. منظورم کشوری هست که توش زندگی میکنم. چون فکر میکنم در این کشور ، مثل زندگی خودم ، اتفاقات غیر طبیعی زیاد رُخ میده.

احتمالاً حرفهای من یکسری حرفهای کهنه و قدیمی و تکراری هستند و هیچ چیز جدیدی برای گفتن ندارم.اصولاً شرایط به ما اجازه نمی ده از این چارچوب فراتر بریم.ولی دوست ندارم خسته کننده باشم.

روزانه ساعتهای زیادی مشغول فکر کردن هستم. به هر چیزی که به ذهنم برسه مدتها فکر میکنه. اغلب هم بی فایده هست و به جایی نمیرسم. یه دلیلش احتمالاً تنهایی هست. وقتی تنها هستیم بیشتر به فکر کردن تمایل پیدا میکنیم. منظورم فکر کردن به مسائل فرا طبیعی هست!

به مسائل سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی ، موسیقی و کامپیوتر اهمیت بیشتری میدم. ولی گاهی ممکنه چیزهایی بنویسم که در هیچ دسته و موضوعی قرار نگیره.

مذهبی نیستم ، اما به خدا اعتقاد دارم. نه به خاطر ترس از جهنم یا میل رفتن به بهشت و یا صرفاً چون بقیه ی مردم اعتقاد دارن . به دلیل همون اتفاقات ماوراء طبیعی که باعث شدن من پی ببرم حتی اگر واقعاً خدایی وجود نداشته باشه ، ما باید به اون ایمان داشته باشیم!

آرامش ، بزرگترین هدف زندگی من هست.برای رسیدن بهش هر کاری میکنم. حتی سلب آرامش از خودم!

به عقاید دیگران احترام میزارم. البته به شرطی که به جان و مال من و دیگران ضربه نزنه.مثلاً نمی شه به عقایدی که مرگ و نفرت رو ترویج میکنن احترام گذاشت. باید باهش جداً مقابله کرد.

فاصله ی زمانی مشخصی برای بروز کردن وبلاگ ندارم. ممکنه هر روز و یا ماهی یک بار مطلبی وارد کنم.

خلاصه کلام اینکه ، با نام خدا شروع میکنم و تا وقتیکه خودش توان نوشتن رو ازم بگیره ، ادامه میدم.

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.